--
نسيم وصل مي وزد.وصداي آشنا ،دلدادگان را به سوي خود ميخواند:
«مبادا ازکاروان عقب بمانيد»
،کاروان طي مسيرمي کند.وجاماندگان ازقافله،عده ايي مي رسند.
وعده اي هنوز ميدوند.هرکس ذکري برلب دارد و استمداد مي طلبد.
ناگاه نوايي گوش ِدل را نوازش ميدهد:
«هان!اي بيچارگان!اگرمدد ميخواهيد،ترنم زيباي ((يا رضامدد))را زمزمه کنيد»
دراين ميان،فرشتگان را مي بينم که فوج فوج ازپي قنداق«معدن جود وسخا»روان هستند.وملکوتيان «تبارک الله»گويان برگردش ميچرخند.
رضا جان!اي که حضورت درخراسان دل هاي مشتاق زا به تپش درآورده و قلوب شيعان را جلا و جان هاي شوريده راصفا ميدهد!
مشهدت کعبه ي عشاق،
حرمت قبله زايرين ،
سقاخانه ات زمزم عارفان،
پنجره فولادت دارالشفاي دردمندان ،
ضريح مطهرت حِصن ولايت است.
اي دستگير همه ي عالم!مانده دلان رادرياب.

دوبال بسته عشق است و کرمت دوپاي خسته و سايه حرمت
نگاهم برتوست اي بزرگ کاري کن دلم پرازغربت است ،ياري کن
شفايم ده،زدرد بي کسي،دردبي ثمري دردنارسي،شفايم ده زين جذام دلسردي ززخم کهنه شلاقهاي نامردي
رهايم کن ازين گريه هاي خون آلود ،ازاين زمين سياه هواي غم آلود
هميشه شوکت گلدسته هاي رويايت دليلي بوده برلطف دم مسيحايت
سراسر،قدم درقدم،رواق در رواق،سوي تو آيم براشتياق
--